[قیام جمع قائم به معنای برخاسته و ایستاده]قاموس قرآن ، جلد6 ، صفحه49
معناى اوّلى قيام را در قاموس و غيره برخاستن ضدّ نشستن گفتهاند.. قيام همانطور كه مصدر است جمع قائم نيز آمده... و همچنین قيام مثل قوام بمعنى ما يقوم به الشىء است طبرسى از ابو الحسن نقل ميكند كه در قيام سه لغت هست: قيام و قوام و قيم (بر وزن عنب) و قيام چيزى است كه باعث قيام تو است.قاموس قرآن ، جلد6 ، صفحه47
اَلْقِوَام بالكسر: ما يُقِيمُ الإنسان من القوت. و قَوَام الرجل بالفتح: قَامَتُهُ و حسن طوله. و قَامَ : خلاف قعد. و قَامَ على باب داره أي وقف.مجمع البحرين ، جلد6 ، صفحه145
اَلْقِيَامُ على أضرب: قيام بالشّخص، إمّا بتسخير أو اختيار، و قيام للشيء هو المراعاة للشيء و الحفظ له، و قيام هو على العزم على الشيء.مفردات ألفاظ القرآن ، جلد1 ، صفحه690
يقال: قَامَ يَقُومُ قِيَاماً، فهو قَائِمٌ، و جمعه: قِيَامٌ. يقال: قَامَ كذا، و ثبت، و ركز بمعنى.مفردات ألفاظ القرآن ، جلد1 ، صفحه690
«قِيَام» بر چهار گونه است: اول - قيام كردن و برخاستن با جسم و بدن، قهرا و به ناچار. مثل: قٰائِمٌ وَ حَصِيدٌ. دوم - قيام كردن و برخاستن با جسم و بدن، اختيارا. سوم - قيام براى چيزى كه همان عمل مراعات و حفظ و نگهدارى آن است. چهارم - قيام كردن به قصد انجام چيزى و كارى.ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن ، جلد3 ، صفحه268
قَامَ، يَقُومُ، قِيَاماً: به پا خاست و برخاست. قَائِمٌ: بهپاخاسته.ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن ، جلد3 ، صفحه268