عُقبه بن ابی معیط
عقبه بن ابى معيط بن اميّه بن عبد شمس از قريش و تيره بنى اميّه بود.[1] وى از جمله افرادى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را به قتل رساند.[2] برخى مفسّران، مقصود از «ظالم» در آيه 27 سورره فرقان را وى دانسته اند كه آيه، حالت حسرت وى را در قيامت ترسيم كرده است.[3] نيز مفسّران آيات 6 و 7 سوره ص را درباره وى دانسته اند كه ديگر اشراف مشرك قريش را به پايدارى بر بتها دعوت مى كرد.[4] همچنين بنا بر برخى اقوال، شأن نزول آيه 3 سوره كوثر وى دانسته شده كه ضمن دشمنى و كينه توزى با پيامبر صلى الله عليه و آله وى را ابتر و نسل بريده مى دانست و آيه، ضمن شماتت او وى را ابتر ناميد.[5]
داستان ارتداد عقبه:
وى كه يكى از بزرگان قريش و از دشمنان سرسخت اسلام و مسلمانان بود، پس از گفتن شهادتين و پذيرش اسلام مرتد گشت. ابن عباس مى گويد: عقبة بن ابى معيط و ابى بن خلف دو دوست صميمى و بسيار نزديك بودند. عادت عقبه چنين بود كه هرگاه از سفرى برمى گشت مجلسى ترتيب مى داد و اشراف قومش را دعوت مى كرد. با پيامبر صلى الله عليه و آله نيز زياد معاشرت داشت. در برگشت از يكى از سفرها مهمانى و غذايى ترتيب داد و پيامبر صلى الله عليه و آله را نيز به اين مهمانى دعوت كرد. هنگامى كه غذا آماده شد پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «من از غذاى تو نمى خورم مگر به يگانگى خدا و نبوت رسول او شهادت دهى». عقبه گفت: أشهد أن لا إله إلّااللّه و أشهد أنّ محمدًا رسول اللّه. خبر به دوستش ابى بن خلف رسيد؛ ابى به او گفت: اى عقبه، آيا از آيينت منحرف شده اى. او گفت: نه به خدا سوگند، من منحرف نشدم و لكن مردى بر من وارد شد كه حاضر نبود از غذايم بخورد جز اين كه شهادتين را بگويم و من از اين شرم داشتم كه او بدون اين كه از غذاى من خورده باشد از سر سفره من برخيزد، از اين رو شهادتين را بر زبان جارى ساختم و او از غذايم تناول كرد. ابى گفت: من از تو هرگز راضى نخواهم شد مگر اين كه بروى و در برابر او بايستى و به صورت او آب دهان بيندازى. عقبه اين كار را كرد و مرتد شد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «تو را در خارج مكه ملاقات نخواهم كرد مگر اين كه سرت را بالاى شمشير ببرم».
عقبه در جنگ بدر شركت كرد و به اسارت مسلمانان درآمد. پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد او را به قتل رسانند. از اسراى بدر، تنها درباره عقبه و يك نفر ديگر، پيامبر صلى الله عليه و آله دستور كشتن داد. ابى بن خلف نيز در جنگ احد كشته شد.[6] آيات 27 تا 29 سوره فرقان درباره اين دو نفر نازل شد: «وَيَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا يا وَيْلَتى لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا لَقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذ جاءَنِى وَكانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا»[7]
منابع:
ارتداد بازگشت به تاريكى، ص294
فرهنگ قرآن ج20، ص467
[1]جمهرة انساب العرب، ص 80.
[2]جمهرة انساب العرب، ص 114؛ المقتضب، ص 35.
[3]الكشاف، ج 3، ص 276؛ مفحمات الاقران، ص 149.
[4]جامع البيان، ج 12، جزء 23، ص 150؛ روح المعانى، ج 13، جزء 23، ص 245.
[5]جامع البيان، ج 15، جز 30، ص 427؛ الدرالمنثور، ج 8، ص 653.
[6]. الكشاف، ج 3، ص 276؛ مجمع البيان، ج 7، ص 260-/ 261
[7]و روزى كه ستمكار دست خود را از شدت حسرت به دندان مى گيرد و مى گويد: اى كاش با رسول خدا راهى را برگزيده بودم؛ اى واى بر من، كاش فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نكرده بودم. او مرا از حق گمراه ساخت پس از آن كه حق به سراغ من آمده بود، و شيطان هميشه خواركننده انسان است. فرقان: آیه 27 -29