ازلام
أزلام: تيرهاى تراشيده بى پر و پيكان هم اندازه .
ازلام ، زَلَمْ و زُلَمْ (جمع: ازلام) در لغت به شى ء باريك و بلندى كه تراشيده و صاف و مستقيم شده، زَلَمْ مى گويند.
يكى از مصاديق بارز زلم، قِدْح (جمع: اقداح و قداح)، چوبى است كه به اندازه تير، بريده و تراشيده شده و آماده پيكان و پَرنهادن است.[1] نيز به دست و پاى گاو يا هر حيوان شبيه به آن، زَلَمْ و ازلام گويند.[2] در زبان عرب، چوبى را كه به اندازه تير از درخت جدا كرده و شاخ و برگ آن را بريده و كجى آن را راست كرده و آماده پر و پيكان نهادن كرده باشند، «قِدْح» و زَلَم نامند.[3] قلم (جمع: اقلام)[4] و سَهم (جمع: سِهام، أَسْهُمْ و سُهمان) نيز بر اين تيرها اطلاق مى شود؛ هرچند سهم به تير كامل داراى پر و پيكان هم گفته مى شود.[5]
ازلام در اصطلاح، تيرهاى هم اندازه نشان دار و نوشته دارى را گويند كه عرب جاهلى از آن ها در قمار، قرعه، آگاهى از آينده و تعيين نيك و بد كارها استفاده مى كرد.[6] مجاهد و سعيد بن جبير، افزون بر اين معنا، ازلام را سنگ هاى كوچك و سفيد نشان دارى دانسته اند كه در قمار* به كار مى رفته است. مجاهد در قول ديگرى، ازلام را مطلق ابزار قمار دانسته كه نزد عرب تير (سهام) و نزد ايرانيان و روميان نرد و شطرنج (كِعاب) بوده است.[7] به نظر برخى نيز ازلام به معناى مطلق ابزار قمار است كه نزد قومى تير، و نزد ملّتى سنگ، و نزد ديگران قراطيس شمرده مى شود.[8]
قرآن كريم در آيات 141 صافات/ 37 از «سهام»، 44 آل عمران/ 3 از «اقلام»، 90 مائده/ 5 از «ازلام» و در 3 مائده/ 5 از «استقسام به ازلام» سخن گفته و در دو مورد اخير از آن نهى كرده است. آن چه نهى بدان تعلّق گرفته، چگونگى استفاده از ازلام و نوعى از استقسام به آن است.
منبع: دائرة المعارف قرآن كريم[9] ، ج 2، ص598
[1] . ترتيب العين، ص 349- 650؛ لسان العرب، ج 6، ص 75، ج 11، ص 51؛ التحقيق، ج 4، ص 301- 302
[2] . تهذيب اللغه، ج 13، ص 218؛ لسان العرب، ج 6، ص 76؛ لغت نامه، ج 8، ص 11363
[3] . لسان العرب، ج 11، ص 51
[4] . الميسر والقداح، ص 32؛ لسان العرب، ج 11، ص 290؛ المخصص، ج 13، ص 22
[5] . لسان العرب، ج 11، ص 291، ج 6، ص 412- 413
[6] . صحيح البخارى، ج 5، ص 224؛ جامع البيان، مج 4، ج 6، ص 101- 103 و 140؛ احكام القرآن، جصاص، ج 2، ص 440؛ ترتيب العين، ص 349- 650
[7] . جامع البيان، مج 4، ج 6، ص 102
[8] . لسان العرب، ج 11، ص 163؛ احكام القرآن، ابن العربى، ج 2، ص 545
[9] . مركز فرهنگ ومعارف قرآن، دائرة المعارف قرآن كريم، 8جلد، موسسه بوستان كتاب - قم، چاپ: دوم، 1389.